محمد باقر شريعتى سبزوارى
188
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
منظور يا جلب منفعتى از منافع و يا دفع ضرر و خطرى از مضار و خطرات حيات است . بنابراين ، محور تمام فعاليتهاى موجود زنده ادامهء حيات يا تكميل آن است . اين اصل ، يعنى « اصل كوشش براى ادامهء حيات يا تكميل آن » گاهى به نام « اصل كوشش بقا » خوانده مىشود . اين اصل يكى از اصلهايى است كه داروين « 1 » در نظريهء معروف خود راجع به « تبدّل و تكامل انواع » « 2 » بدان تكيه كرده است . اين مقاله راجع به اين اصل ، بيان مخصوصى دارد كه در طى خود مقاله خواهد آمد . 2 . اصل انطباق با محيط موجود زنده در كوششى كه براى حيات مىكند ناچار است خود را طورى مجهز بسازد كه بتواند در محيطى كه هست به حيات خود ادامه دهد و ترديدى نيست كه عوامل طبيعى و شرايط ادامهء حيات هميشه و همه جا يكسان نيست ، بلكه مختلف و متفاوت است . اين اختلاف و تفاوت شرايط ادامهء حيات ، قهراً موجب اختلاف و تفاوت احتياجات حياتى موجود زنده مىشود ؛ يعنى ادامهء حيات در هر محيطى مستلزم مجهز بودن موجود زنده به وسايل و ابزارها و تجهيزات مخصوصى است كه احتياجات مخصوص آن محيط را رفع كند . علماى علم الحيات و مخصوصاً جانورشناسان در مطالعات خود به اين نكته برخوردهاند كه همواره با تغيير محيط و تغيير احتياجات ، در وضع تجهيزات وجودى موجود زنده تغييراتى حاصل مىشود كه با محيط واحتياجات جديد متناسب است . اين تغييرات وجودى ، گاهى خود به خود و پنهان از شعور موجود زنده وقوع پيدا مىكند و گاهى آشكار ؛ يعنى گاهى موجود زنده از روى علم و شعور و اراده اين تغييرات را ايجاد مىكند و گاهى بدون آنكه خود توجه داشته باشد اين تغييرات و تجهيزات پيدا مىشود ، چنانكه مثلًا اگر انسانى را به ارتفاع زياد ببرند خود به خود بر عدد گلبولهاى قرمز خون وى افزوده مىشود تا بتواند اكسيژن را ، كه در آن ارتفاع تقليل يافته ، به مقدار كافى به خود جلب كنند ، همچنانكه در
--> ( 1 ) 1 . Darwin ( 2 ) 2 . transformism